• تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : گرین



به گزارش شریان نیوز،بدون شک نیازی نیست که محسن حججی را معرفی کنیم. دیگر همه ایرانیان این شهید بی‌سر را می‌شناسند. وقتی پا به دیار این شهید (نجف‌آباد) می‌گذارید احساس استواری و صلابتش را بیشتر احساس می‌کنید.

به گزارش فرهیختگان، بدون شک نیازی نیست که محسن حججی را معرفی کنیم. دیگر همه ایرانیان این شهید بی‌سر را می‌شناسند. وقتی پا به دیار این شهید (نجف‌آباد) می‌گذارید احساس استواری و صلابتش را بیشتر احساس می‌کنید. تمام شهر پر است از بنرها و عکس‌های شهید حججی. هر شب مسیر مرکز شهر تا خانه پدری‌اش را پیاده طی می‌کنم. مسیر خانه را می‌دانم اما از مغازه‌داری می‌پرسم «ببخشید خانه شهید حججی کجاست؟» با دست نشان می‌دهد مستقیم برو. تمام اهالی، کسبه و راننده تاکسی‌ها عکسش را بر درودیوار مغازه‌ها و ماشین‌ها چسبانده‌اند. راننده تاکسی می‌گوید: «خوشا به سعادت این پدر و مادر. فرزندشان سر سفره ابا‌عبدا… نشسته است. کسی نمی‌داند کی و کجا و چگونه می‌میرد اما این نوع شهادت نصیب هر کسی نمی‌شود. خوش به سعادتش سرکوچه خیمه‌ای برپا کرده‌اند. مادر با خوشرویی پذیرای ما می‌شود. زنان دسته‌دسته به دیدنش می‌آیند، برخی عکس شهیدان خود را به همراه دارند. عکس‌ها را می‌گذارند کنار عکس شهید محسن حججی. مادر با تسلط کامل در میان جمع به سوالاتم جواب می‌دهد. هر چند لحظه یکبار به در نگاه می‌کند. او منتظر است شاید پیکر فرزندش را بیاورند. »

خیلی جوان به نظر می‌رسید. شهید فرزند چندم شماست و متولد چه سالی است؟
 محسن بیست‌ویک تیر ۱۳۷۰ به دنیا آمد، آن زمان من ۲۵ سال داشتم. من پنج فرزند دارم و محسن فرزند سوم من است. ۱۶ سالم بود که ازدواج کردم و زود هم بچه‌دار شدم. دو پسر و سه دختر دارم. محسن پسر دوم من است.

 چقدر بچه‌هایتان را تشویق می‌کردید که در راه اسلام و مبارزه با دشمن پیشرو باشند؟
ما خانواده‌ای مذهبی هستیم. عموهای شوهرم روحانی هستند. ما خیلی به مبارزه در راه اسلام اعتقاد داشتیم. محسن هم از بچگی خیلی به امام حسین(ع) علاقه داشت. در همه مجالس مذهبی او را با خود می‌بردم. شب‌های جمعه پدربزرگش مراسم داشت. همیشه در آن مجالس حضور داشتیم. زمانی که هفت سالش بود زیارت‌نامه عاشورا را یاد گرفته بود و از حفظ آن را می‌خواند. چون او را به مراسم مذهبی می‌بردم، علاقه زیادی به امام حسین(ع) و ائمه داشت. پدرش هم قبل از ازدواج ما و در دوره عقد همیشه جبهه بود. من هم همیشه بچه‌هایم را تشویق می‌کردم و برایشان از خاطرات جبهه رفتن پدرشان می‌گفتم. به آنها می‌گفتم پدرتان چند سال در جبهه‌های جنگ بود شما هم اگر جنگی پیش آمد می‌توانید بروید و من مانع‌تان نمی‌شوم.

 از حرف‌هایتان متوجه شدم که فرزندتان استعداد خوبی در یادگیری داشتند، در دوران مدرسه چقدر علاقه به درس داشت؟
 درسش خوب بود اما علاقه شدیدی به قرآن و درس دینی داشت. اغلب بچه‌های مدرسه‌شان صدای خوبی داشتند و در مراسم صبحگاه شرکت می‌کردند اما محسن همیشه جلوتر از همه اعلام آمادگی می‌کرد که قرآن و دعا را بخواند. کتاب خواندن را خیلی دوست داشت مخصوصا به کتاب‌های مذهبی علاقه شدیدی داشت. زمانی که هشت سالش بود به کانون مقداد می‌رفت. آنجا گروه سرود تشکیل دادند و قرآن می‌خواندند و فعالیت‌های هنری و مذهبی زیادی انجام می‌دادند.

 نجف‌آباد شهری مذهبی است و از دوره جنگ تحمیلی تاکنون شهدای زیادی از این شهر نام‌شان به یادگار مانده است. سردار احمد کاظمی، شهیدان حجتی و… حتما فرزند شما در مقطع‌های مختلف تحت‌تاثیر این افراد بوده است، مخصوصا در دوه نوجوانی‌اش که دیگر خبری از جنگ نبود.

بله، علاوه‌بر خانواده‌اش، محیطی که در آن زندگی می‌کرد هم بر روحیاتش تاثیر داشت. او عاشق سردار قاسم سلیمانی بود. حتی تا روز آخر که داشت می‌رفت باز تکرار می‌کرد که من چه زمانی می‌توانم سردار را ببینم. بعد ازخدمت سربازی اشتیاقش برای حضور داوطلبانه در سپاه بیشتر شد و رفت ثبت‌نام کرد و قبولش کردند. البته شرایطش را داشت و با توجه به این مساله همان روز اول در سپاه پذیرفته شد. جزء افراد لشکر هشت زرهی شد. بچه‌های زیادی از این لشکر تاکنون  شهید شده‌اند. بچه من دهمین شهید این لشکر است.
 
 البته من شنیده‌ام پسر شما قبل از اینکه به این لشکر بپیوندد در موسسات فرهنگی زیادی فعالیت داشته و همیشه دوستان و نزدیکانش را به کتاب‌خوانی دعوت می‌کرد؟
 بله، مخصوصا در موسسه شهید کاظمی خیلی حضور فعالی داشت. با دوستانش  کتاب‌های قدیمی‌تر، کتاب شهر را تحویل می‌گرفتند و می‌فروختند و پولش را برای مناطق محروم می‌فرستادند. از این دست فعالیت‌ زیاد انجام می‌داد. محسن هیچ وقت برای کمک به مردم محروم چیزی دریغ نداشت بلکه برایشان بی‌تابی هم می‌کرد.

خانواده‌ها در نجف‌آباد بسیار قانونمند به ازدواج سنتی هستند. زمانی که پسرتان در آستانه ازدواج بود شما به‌عنوان مادرش در انتخاب همسر چه قدر نقش داشتید؟
 در کتاب شهر نمایشگاهی راه‌اندخته بودند تا کتاب‌ها را برای کمک به مردم مناطق محروم بفروشند. همانجا با همسرش که او هم در همین راه فعالیت می‌کرد آشنا می‌شود. یک روز به من گفت باید بروی خواستگاری. من هم چون می‌دانستم محسن کسی را انتخاب می‌کند که با خودش هم‌فکر و هم‌عقیده است، حرفش را گوش کردم و برایش به خواستگاری رفتم.

۱۰ روز است که من در این شهر هستم و در این ۱۰ روز چهار  شهید مدافع حرم آورده‌اند پس می‌توانیم نتیجه بگیریم کسی که به سوریه می‌رود تصمیم خودش را برای شهادت در راه حق گرفته است. وقتی پسرتان می‌خواست به سوریه برود شما چه حال و هوایی داشتید؟

سری اول که یک سال پیش رفت، به من نگفت. من هم موافق نبودم. سری آخر که می‌خواست برود ما را برد مشهد، آنجا از ما رضایت گرفت وگفت مامان دعا کن من بروم سوریه شهید شوم.

دعا کن یک‌بار دیگر قسمت شود و من بروم و شهید شوم. نمی‌دانم چرا شهادت نصیبم نمی‌شود، نارنجک بغلم می‌افتد منفجر نمی‌شود، گلوله از بیخ گوشم رد می‌شود ولی به من نمی‌خورد. مامان برایم دعا کن.

دو ماه قبل از رفتنش که ماه مبارک رمضان هم بود برای من و پدرش بلیت گرفت و ما را برای ۱۰ روز به مشهد برد. تمام این ۱۰ روز زیارت‌نامه عاشورا و نماز می‌خواند و در حرم بود. فقط سحر و افطار می‌دیدمش. روز‌های آخر دیگ سحر و افطار هم نمی‌آمد، درحرم می‌ماند. آن شب که رضایت می‌خواست بیست‌ویکم ماه رمضان و شب احیا بود. من هم دیدم خیلی بی‌تاب است که برود، گفتم به خاطر اینکه این راه را انتخاب کرده‌ای و این راه را دوست داری رضایت می‌دهم بروی.

یعنی از سال ۹۵ به سوریه می‌رفت؟
 سال ۹۵ به مدت ۴۵ روز رفت و بعد آمد. بعدش تا یک سال دیگر نرفت. در همین یک سالی که این جا بود حال و هوای دیگری داشت. اصلا در حال خودش نبود. اگر چیزی از او می‌پرسیدی جوابت را می‌داد اما گویا حواسش اینجا نبود. فقط فکر رفتن بود و می‌گفت مامان دعا کن من یکبار دیگر بروم. من هم مخالفت می‌کردم. اما وقتی دیدم علاقه دارد و واقعا می‌خواهد به خاطر حضرت زینب(س) و دفاع از حرم ایشان برود حرفی نمی‌زدم. می‌گفت اگر ما نرویم ما هم می‌شویم مثل این کشورها و اگر نرویم ما هم امنیت نداریم، من هم رضایت دادم و گفتم برو، سپردمت به حضرت زینب(س).
خبر شهادت پسرتان را چه زمانی شنیدید؟
 ۱۲ روز پیش، سه‌شنبه بود. خانمش رفته بود بانک دیده بود عکس اسارتش را در گوشی‌ها پخش کردند و بعدش به ما هم خبر دادند.

بعد از دیدن این عکس چه اتفاقی افتاد؟
خانواده خیلی بی‌قرار بود. خیلی گریه کردیم اما دستمان به جایی بند نبود. رفتم سر خاک شهدای گمنام و به آنها گفتم حالا که بچه من اسیر شده است دیگر راضی‌ام شهید شود، نمی‌خواهم دست این داعشی‌ها بماند. همانجا سر قبر شهدای گمنام بودیم که در گوشی‌های بچه‌ها پیام آمد که شهید شده است. بعد از شهادتش هم خیلی منتظر شدم تا پیکرش را بیاورند و تشییع کنیم. یک قبری باشد که کنارش بنشینم اما متاسفانه تا حالا پیدایش نکرده‌ایم.

 مراسم و دیدارهایی که مسئولان و مقامات با شما دارند چقدر توانسته تسلی خاطرتان باشد؟
 خیلی با ما ابراز همدردی می‌کنند. خیلی از آنها ممنون هستیم که احترام می‌گذارند. قرار است دانشگاه آزاد اسلامی نجف‌آباد، چند کوچه و یک مسجد را به نام محسن کنند.  

 چه آرزویی را برای علی فرزند یک‌سال‌وچهار ماهه شهید و همسرش دارید؟
ان‌شاءا… به سلامتی بزرگ شود و راه پدرش را ادامه دهد و در این راه قدم بگذارد. برای خانمش آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم بتواند بچه‌اش را طوری تربیت کند که مثل محسن من در راه امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) قدم بردارد.

 خبر جدیدی از شهید ندارید؟
نه. دیشب دوباره رفتم سر مزار شهدای گمنام ۴۰ تا سوره برایش خواندیم تا پیکرش را برایم بیاورند ولی اگر خودش این‌طور خواسته راضی‌ام به رضای خدا. خیلی دلم می‌خواست پیکرش را بیاورند تا جایی داشته باشم که بتوانم کنار فرزندم بنشینم. آرزو دارم که پیکرش را برایم بیاورند و خدا با ائمه اطهار مشهورش کند تا در آن دنیا شفاعت ما را هم بکند.

توصیه و سفارشش برای خواهر‌ها و برادرش چه بود؟
 به خواهر‌هایش گفت صبور باشید و برای مادر مانند حضرت زینب(س) باشید. به برادرش هم گفت وقتی من نیستم جای من را پر کن و در راه اسلام قدم بگذار.

 می‌دانم خاطرات زیادی با فرزندان‌تان دارید اما می‌خواهم خاطره‌ای  را که خودتان هم دوستش دارید برایم تعریف کنید.
محسن قبل از ازدواجش نذر کرده بود ۴۰ شب جمعه به جمکران برود. بچه‌ام می‌رفت قم و از قم پیاده می‌رفت جمکران. وقتی به او گفتم خسته می‌شوی این همه راه را پیاده می‌روی، گفت که من برای امام زمان(عج) می‌روم. برای همین خسته نمی‌شوم. این خاطره همیشه در ذهنم است که این بچه به عشق امام حسین(ع) و امام زمان(عج) چه کار‌هایی می‌کرد. همیشه می‌گفت من می‌خواهم در راه رهبرم سرم را هدیه کنم و همان هم شد.

 آیا فرزند شهیدتان قبل از شهادت دیداری با رهبر معظم انقلاب هم داشت؟
بله. در دوره نوجوانی زمانی که دبیرستانی بود از طرف موسسه شهید کاظمی به دیدار رهبر رفت. خودم هم خیلی دوست دارم از نزدیک رهبر را ببینم و بگویم من هم بچه‌ام را فدای رهبر و حضرت زینب(س) کردم.

 آیا شما فیلم نحوه شهادت محسن را دیده‌اید؟
 خیلی کم، نگذاشتند من همه فیلم را تماشا کنم. دوست دارم فیلمی یا کتابی از نحوه شهادتش بسازند یا بنویسند تا من بتوانم یک دل سیر برای نحوه شهادت محسن گریه کنم. گفتند شهر کتاب یک کتابچه در موردش چاپ می‌کند.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

علت درگذشت حسین نیک نژاد در مسابقات کشتی

در ادامه این مطلب از فارسی ها با خبر درگذشت حسین نیک نژاد در مسابقات کشتی و علت آن در خدمت شما هستیم .

به گزارش اخبار ورزشی فارسی ها چندی پیش مسابقات کشتی پیشکسوتان کشور در تبریز برگزار شد .

علت درگذشت حسین نیک نژاد در مسابقات کشتی

علت درگذشت حسین نیک نژاد در مسابقات کشتی

حسین نیک نژاد از استان گیلان که در این مسابقات برای تیم قزوین کشتی می گرفت در حین مسابقه دچار ایست قلبی شد .

او پس از انتقال به بیمارستان درگذشت .

فارسی ها درگذشت حسین نیک نژاد را به خانواده محترم ایشان تسلیت می گوید .

نوشته علت درگذشت حسین نیک نژاد در مسابقات کشتی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها قصد داریم به ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا دو چهره و زوج جنجالی اینستاگرام بپردازیم .

ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا (1)

مملی لمینت و پریسا

مملی لمینت و پریسا دو شخصیت سرشناس و معروف اینستاگرام هستند که این روزا کمتر کسی پیدا می شود آنها را نشناسند .

این دو نفر با خودنمایی در اینستاگرام طرفداران بسیاری را جذب کردند .

mamali.x و pariiisa.x دو آیدی پرکاربرد در دنیای مجازی می باشند .

بطوریکه تعداد فالوورهای آنها حتی از بعضی خوانندگان و بازیگران بیشتر است .

محمدرضا قادری به خاطر لمینت کردن دندان هایش به مملی لمینت معروف شده است .

بسیاری از کاربران فضای مجازی دندان های او را سوژه کرده و با عکس ها و دابسمش های مختلف با او شوخی کردند .

مملی و پریسا با گرفتن عکس ها و کلیپ های دو نفری و زندگی لاکچریشان و انتشار آنها در فضای مجازی ، لایک و فالوورهای بسیاری را جذب کردند .

چندی پیش یک عکس در پروفایل این زوج معروف اینستاگرام منتشر شد و باعث تعجب طرفداران آنها شد که در زیر مشاهده می کنید .

ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا (3)

ماجرای دستگیری مملی لمینت و نامزدش

نکته قابل توجه این است که پلیس فتا و یا دیگر نهادهای امنیتی هیچگاه دست به همچین اقدامی نمی زنند که با انتشار عکسی خبر دستگیری افراد مجرم را در فضای مجازی و در صفحه اینستاگرام شخصی افراد منتشر کنند .

برداشت طرفداران این زوج در کامنت ها بسیار جالب است .

بیشتر افراد در کامنت ها گفته اند که این کار فقط برای جذب فالوور و افتادن بر سر زبان ها می باشد .

بعضی ها هم احتمال می دهند که صفحه اینستاگرام آنها هک شده است .

البته هنوز هیچ نهاد قضایی و خبرگزاری رسمی خبر دستگیری محمدرضا قادری و پریسا را منتشر نکرده است .

همچنین اطرافیان این دو نیز واکنشی نشان نداده اند .

ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا (2)

ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا

نوشته ماجرای دستگیری مملی لمینت و پریسا اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : گرین

به گزارش خبرگزاری فارس، این بار در فراغت تابستان فرصتی پیش آمده که اهالی قندپهلو به نیت ترویج زبان و ادبیات فارسی در قالب طنز، برنامه «قندواره» را تدارک ببینند. این برنامه دو بخش ویژه دارد؛ یکی نمایشنامه‌خوانی و دیگری فکاهه‌خوانی که شامل بحر طویل و پیش‌پرده‌خوانی نیز می‌شود.

تصویربرداری این برنامه در بوستان نوروز واقع در اراضی عباس‌آباد انجام شده است.

«قندواره» به عنوان یک جشن تلویزیونی میزبان مردم است و با حضور آنها ضبط می‌شود. این برنامه از مشارکت چهره‌های سرشناس حوزه طنز مکتوب نیز بهره می‌برد و ناصر فیض و به احتمال زیاد رضا رفیع نیز همراه آن خواهند بود.

«قندواره» یک جشنواره آموزشی تلویزیونی است که هرازچندگاهی نمونه‌ای از آن با نامی متفاوت توسط گروه قندپهلو ساخته می‌شود. به عنوان نمونه «لبخند تهران» با موضوع بداهه‌گویی طنز میان اهالی پایتخت، «لبخند اقوام» در شهر خوی بر مزار شمس تبریزی و «لبخند صلواتی» در هفته دفاع مقدس جشنواره‌هایی است که تا به امروز اهالی «قندپهلو» برپا کرده‌اند.

برنامه «قندواره» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و اجرای شهرام شکیبا ،در تداوم برنامه پرمخاطب «قندپهلو»،هر شب ساعت ۲۱ از شبکه آموزش سیما روی آنتن می رود.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : گرین

اتاق خبر ۲۴: 

دهم مرداد خانم جوانی با مراجعه به کلانتری ۱۱۸ ستارخان به مأموران اعلام داشت توسط سرنشیان آقا و خانم یک دستگاه موتورسیکلت مورد زورگیری و سرقت طلاجات قرار گرفته است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت به عنف ( زورگیری ) و به دستور بازپرس شعبه ۱۵ دادسرای ناحیه ۵ تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

مالباخته پس از حضور در پایگاه دوم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در خیابان ستارخان قصد پیاده شدن از ماشین را داشتم که یک دستگاه موتورسیکلت با دو سرنشین آقا و خانم جوان به من نزدیک شدند. در یک لحظه و پس از پیاده شدن از ماشین بود که سرنشین مرد موتورسیکلت از پشت سر به من حمله ور شد و پس از سرقت دستبند طلایم، به همراه همدست خانم خود و با موتور از محل متواری شدند.

با آغاز رسیدگی به پرونده، شکایت های مشابه دیگری توسط شکات زن در کلانتری های غرب و شمال غرب تهران مطرح شد مبنی بر اینکه آقا و خانم موتورسواری اقدام به زورگیری و سرقت طلاجات از آنها کردند. یکی از مالباختگان که توسط سارقان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود، در شرح ماجرای سرقت دستبند طلایش به کارآگاهان گفت:ساعت ۱۳ روز دوازدهم مرداد با خودرو شخصی ۲۰۶ خود در میدان شهرزیبا در حال تردد بودم که یک دستگاه موتورسیکلت آپاچی مشکی با دو سرنشین آقا و خانم جوان به من نزدیک شد؛ در یک لحظه توقف خودرو به سمت من حمله ور شده و با ضرب و شتم اقدام به سرقت یک رشته دستبند طلایم به ارزش تقریبی ۵ میلیون تومان کرده و به سرعت از محل متواری شدند.

با توجه به وقوع سرقت های مشابه، کارآگاهان پایگاه دوم آگاهی اقدام به شناسایی تعدادی از مراکز تجاری و شعبات بانکی مجهز به دوربین های مداربسته کرده و با بررسی و بازبینی تصاویر بدست آمده از دوربین های مداربسته موفق به شناسایی سرنشینان آقا و خانم یک دستگاه موتورسیکلت مشکی شدند به عنوان سارقان زورگیر تحت تعقیب خود شدند.

در ادامه و با شناسایی مناطق سرقت در مناطق غرب و شمال غرب تهران ، تصاویر بدست آمده از سارقین در اختیار گشت های انتظامی این مناطق قرار گرفت تا در صورت مشاهده سارقین و شناسایی آنها اقدام به دستگیری این زن و مرد جوان زورگیر کنند. سرانجام روز ۱۵ مرداد مأموران واحد گشت انتظامی در خیابان آیت الله کاشانی – مسیر غرب به شرق – تقاطع خیابان بهنام متوجه درگیری دو سرنشین خانم یک دستگاه خودرو سواری ال ۹۰ مشکی با یک آقا می شوند که این آقا به محض مشاهده مأموران سوار یک دستگاه موتورسیکلت شده و به سرعت از محل متواری می شود. مأموران با مشاهده صحنه فرار این شخص به تعقیب وی پرداخته و سرانجام طی یک تعقیب و گریز موفق به دستگیری او می شوند.

همزمان با دستگیری این شخص توسط مأموران گشت انتظامی ، دو سرنشین خانم خودرو ال ۹۰ نیز به کلانتری ۱۴۰ باغ فیض مراجعه و در طرح شکایت خود عنوان می کنند که توسط جوان دستگیر شده مورد سرقت و زورگیری طلاجات قرار گرفتند.

این دو خانم پس از انتقال متهمان به کلانتری ۱۴۰ اقدام به شناسایی آنها کردند. راننده ال ۹۰ در اظهاراتش به مأموران گفت: در خیابان بهنام در حال پارک خودرو بودم. در حین پیاده شدن از ماشین ، آقای جوانی به من نزدیک شد و مدعی شد که خودرو را بد پارک کردم ؛ برای جابجا کردن خودرو مجددا سوار ماشین شدم. در یک لحظه این شخص دست چپ مرا گرفت و اقدام به کشیدن دستبند از دستم کرد. وقتی نتوانست دستبند را در آورد ، با چاقو دستبندم را پاره کرد و با تهدید چاقو انگشترهای مرا از دستم کشید و به سمت خیابان اصلی فرار کرد. در همین زمان به همراه دوست خود به سمت او دویده و قبل از سوار شدن به موتور، با او درگیر شدیم که در همان زمان مأموران سر رسیدند.

با انتقال متهم به پایگاه دوم آگاهی ،بهزاد ۳۱ ساله  به عنوان یکی از مجرمان سابقه دار ساکن در منطقه جوادیه راه آهن مورد شناسایی قرار گرفت. بررسی وسوابق متهم نشان داد که او از سال ۸۵ تاکنون چهار بار به اتهام زورگیری دستگیر و روانه زندان شده است.

با دستگیری بهزاد و شناسایی وی به عنوان سارق زورگیری که با همدستی یک خانم جوان اقدام به زورگیری از خانم ها کرده ، تحقیقات برای شناسایی همدست وی آغاز شد. متهم که در تحقیقات اولیه مدعی بود که به تنهایی اقدام به سرقت کرده ، پس از مشاهده تصاویر بدست آمده از وی از طریق دوربین های مداربسته به ناچار لب به اعتراف گشود و همدستش بنام “لیلا” را معرفی کرد .

بهزاد در اعترافاتش عنوان داشت که از حدود ۴ ماه پیش با لیلا ۲۴ساله  طرح دوستی ریخته و پس از مدتی پیشنهاد زورگیری طلاجات از خانم های جوان را به او داده که با موافقت لیلا ، سرقت هایشان از زنان را آغاز کرده اند .

بهزاد در خصوص نحوه متواری شدن لیلا از محل آخرین سرقت به کارآگاهان گفت: در زمان سرقت لیلا چنده ده متر از من فاصله داشت و کسی متوجه همراهی او با من نبود ؛ زمانیکه مأمورین قصد دستگیری مرا داشتند ، دیگر برای سوار کردن لیلا اقدام نکردم و او نیز با مشاهده صحنه ی فرار من از محل ، جداگانه محل را ترک کرد. با شناسایی لیلا به عنوان دومین متهم پرونده ، مخفیگاه وی در خانی آباد شناسایی و کارآگاهان به این محل مراجعه کردند اما لیلا از این محل متواری شده بود.

سرانجام با انجام اقدامات پلیسی ، مخفیگاه لیلا در منطقه نازی آباد شناسایی و او ۱۸ مرداد دستگیر و در همامن تحقیقات اولیه صراحتا به مشارکت در زورگیری از زنان با همدستی بهزاد اعتراف کرد .

سرهنگ کارآگاه سعدالله گزافی ، رئیس پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : در ادامه رسیدگی به پرونده و در تحقیقات تکمیلی مشخص شد متهمین علاوه بر موتورسیکلت آپاچی مشکی از موتورسیکلت های آپاچی سفید ، ns مشکی و همچنین پژو ۲۰۶ سفیدرنگ متعلق به متهم زن پرونده برای انجام سرقت های خود در مناطق غرب و شمال غرب تهران بویژه در مناطق سعادت آباد ، پونک ، سردار جنگل ، نیایش ، جنت آباد و صادقیه استفاده کرده اند .

سرهنگ کارآگاه سعدالله گزافی ، در پایان خبر عنوان داشت : از  شکات و مالباختگان بویژه خانم هایی که بدین شیوه و شگرد و توسط دو سارق زن و مرد جوان مورد زورگیری و سرقت طلاجات و دیگر اموال باارزش خود قرار گرفتند دعوت می شود تا جهت شناسایی متهمین به نشانی پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خیابان جنت آباد شمالی مراجعه کنند.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

عکس سنگ قبر آتنا اصلانی کودک پارس آبادی

در ادامه این مطلب از فارسی ها عکس سنگ قبر آتنا اصلانی کودک ۷ ساله پارس آبادی را مشاهده می کنید .

در این عکس خواهر آتنا عکس خواهرش را می بوسد .

در ادامه شما را به دیدن عکس مزار آتنا اصلانی دعوت می کنیم .

عکس سنگ قبر آتنا اصلانی کودک پارس آبادی

عکس سنگ قبر آتنا اصلانی کودک پارس آبادی

مجله آنلاین فارسی ها برای خانواده این کودک ۷ ساله آرزوی صبر می نماید .

نوشته عکس سنگ قبر آتنا اصلانی کودک پارس آبادی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

آموزش اتصال دسته PS4 به PS3 به صورت بی سیم

در ادامه این مطلب از تکنولوژی فارسی ها آموزش کامل اتصال دسته PS4 به PS3 به صورت بی سیم را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

بالاخره امکان اتصال دسته DualShock 4 به PS3 بدون سیم ایجاد شد .

در گذشته برای اتصال دسته های PS4 دوال شوک ۴ به دستگاه PS3 باید دستگاه قبلی را با USB به دستگاه جدید وصل می کردند .

اگر کابل USB موجود نبود امکان اتصال برقرار نمی شد .

اما حالا این امکان بسیار کارآمد به کمک بلوتوث و دکمه پلی استیشن دوال شوک ۴ وجود دارد .

رفع این مشکل اساسی پس از آپدیت نسخه ۴٫۶۰ انجام شد و با آپدیت نسخه ۱٫۷۲ همزمان شد .

در ادامه نحوه اتصال دسته PS4 به PS3 را بصورت وایرلس برای شما کاربران گرامی شرح داده ایم .

۱ – ابتدا به قسمت Accessory Settings بر روی دستگاه ps3 خود رفته و Manage Bluetooth Devices بزنید .

۲ – در این بخش گزینه Register New Device را انتخاب کنید .

سپس دستگاه ps3 شروع به اسکن بلوتوث می کند .

۳ – دکمه های Share و PS را تا زمانیکه چراغ کنترل روشن شود فشرده و نگه دارید .

حال دستگاه در لیست دستگاه های وایرلس ps3 به نام Wireless Controller پیدا می شود .

به کمک این روش می توانید دسته وایرلس دوال شوک ps4 خود را به ps3 وصل کنید .

آموزش اتصال دسته PS4 به PS3 به صورت بی سیم

آموزش اتصال دسته PS4 به PS3 به صورت بی سیم

نوشته آموزش اتصال دسته PS4 به PS3 به صورت بی سیم اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : گرین

همزمان با سالروز به آتش کشیده شدن قبله اول مسلمین توسط رژیم اشغالگر قدس و آغاز هفته جهانی مساجد از برنامه واقعیت مجازی «در قدس قدم بزنیم» رونمایی شد.

به گزارش قدس آنلاین، همزمان با سالروز به آتش کشیده شدن قبله اول مسلمین توسط رژیم اشغالگر قدس و آغاز هفته جهانی مساجد از برنامه واقعیت مجازی «در قدس قدم بزنیم» که برنامه ای سه بعدی از صحن و فضاهای اطراف مسجد الاقصی است رونمایی شد.

برنامه «در قدس قدم بزنیم» این امکان را برای مخاطبان و علاقه مندانی که به دلیل وجود رژیم غاصب صهیونیستی امکان حضور در صحن قبله اول مسلمانان را ندارند ایجاد می کند تا ضمن حضور مجازی در این مسجد مقدس، با فضاهای اطراف آن بیشتر آشنا شوند.

سازندگان این برنامه بر این اعتقاد هستند که بنا به فرموده رهبر انقلاب اسلامی، رژیم اشغالگر قدس ۲۵ سال آینده را نخواهد دید و در همین راستا به منظور آشنایی بیشتر مسلمانان و آماده سازی آنان برای حضور دراین مکان مقدس، اقدام به ساخت این برنامه واقعیت مجازی کرده اند.

واقعیت مجازی یک تکنولوژی و فناوری نوین است که به کاربر امکان می‌دهد تا با یک محیط شبیه‌سازی رایانه‌ای تعامل داشته باشد. سازندگان این برنامه نیز جزء گروه هایی می باشند که یه صورت جدی در این حوزه ورود کردند و در راستای پیشرفت این تکنولوژی در ایران برنامه ریزی می کنند.

در راستای همین راستا، برنامه واقعیت مجازی «در قدس قدم بزنیم» توسط این گروه تولید شده و در اختیار مخاطبین قرار گرفته است و علاقه مندان می توانند با استفاده از تکنولوژی عینک واقعیت مجازی از این محصول استفاده کنند و تجربه حضور صحن های مسجدالاقصی را بصورت سه بعدی درک نمایند.

گفتنی است این محصول توسط مرکز هنری رسانه ای ایده، وابسته به مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق علیه الاسلام تهیه شده است.

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید ماکان باند ای داد

و سوپرایز بزگ رسانه آپ موزیک ، هیمنک ♪ آهنگ جدید ماکان باند ای داد ♪ با متن و بهترین کیفیت

آهنگسازی : یاشار خسروی / تنظیم کننده : امیر میلاد نیکزاد

Download New Song By : Macan Band – Ey Dad With Text And Direct Links In UpMusic

بزودی….. ( دموی آهنگ اضافه شد )

Macan Band دانلود آهنگ جدید ماکان باند ای داد

متن آهنگ ای داد ماکان بند

♪♪♫♫♪♪♯

همه چی با تو دیگه تکراریه تو هم که داری میری به چقدرم عالی
♪♪♫♫♪♪♯ گفتم بی تو میمیرم تو این باور نکردی گفتم دوست دارم تو هی مسخرم کردی ♪♪♫♫♪♪♯
ای داد میزنه فریاد از دست تو این دل من بازم
ای داد کار دست من داد با نمیاد با بدیات نمیسازم
♪♪♫♫♪♪♯ اینجوری من مجبورم که با تو بجنگمو میدونم دور از من بهت خوش میگذره باز برو ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪♫♫♪♪♯

ماکان باند ای داد

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید ماکان باند ای داد

  • تاریخ : ۳۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید سینا سرلک تنها امید زندگی

هم اکنون میتوانید ترانه بسیار زیبای تنها امید زندگی از سینا سرلک به همراه متن و بهترین کیفیت از رسانه آپ موزیک دانلود کنید

شعر : علیرضا شجاع پور / آهنگسازی : پدرام کشتکار

Download New Song By : Sina Sarlak – Tanha Omide Zendegi With Text And Direct Links In UpMusic

Sina Sarlak Tanha Omide Zendegi دانلود آهنگ جدید سینا سرلک تنها امید زندگی

متن آهنگ تنها امید زندگی سینا سرلک

♪♪♫♫♪♪♯

کاش ای تنها امید زندگی میتوانستم فراموشت کنم
♪♪♫♫♪♪♯ یا شبی چون آتش سوزان دل در مزار سینه خاموشت کنم ♪♪♫♫♪♪♯
کاش چون خواب گران از دیده ام نیمه شب ها یاد رویت می گریخت
مرغ دل افسرده حال و بسته پر از دیار آرزویت می گریخت
کاش احساس نیاز دیدنت از وجودم چون وجودت دور بود
♪♪♫♫♪♪♯ در دلم آتش نمیزد آن نگاه کاش آن شب چشم هایم کور بود ♪♪♫♫♪♪♯
کاش از باغ خوش رویای تو دختر اندیشه ام پر میگرفت
فارغ از اندیشه ی هجران وصل زندگی بی عشق از سر میگرفت
♪♪♫♫♪♪♯ کاش آن شب در گلستان خیال ای گل وحشی نمیچیدن تو را ♪♪♫♫♪♪♯
تا نسوزم در خزان آرزو کاشکی هرگز نمیدیدم تورا
کاشکی هرگز نمیدیدم تورا کاشکی

♪♪♫♫♪♪♯

سینا سرلک تنها امید زندگی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید سینا سرلک تنها امید زندگی

صفحه 1 از 153
12345678910 بعدی 203040...«