دانلود آهنگ فرهبد دیگه بسه

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : خبری

دانلود آهنگ جدید فرهبد دیگه بسه

موزیک بسیار زیبا و شنیدنی از خوانندگان فرهبد با عنوان دیگه بسه همراه با تکست

شعر و آهنگسازی : مجید فرهبد / تنظیم کننده : علی تیرداد

Exclusive Song: Farahbod – “Dige Base” With Text And Direct Links In UpMusic

Farahbod Dige Base دانلود آهنگ فرهبد دیگه بسه

متن آهنگ دیگه بسه فرهبد

♪♪♫♫♪♪♯

بسه دیگه از دستت شدم خسته همه راه ها به روم بسته
♪♪♫♫♪♪♯ میشن و عشق تو از زندگیم رفتش ♪♪♫♫♪♪♯
دیگه بسه انگاری تو عاشقی رسمه بشکنی بری که وابسته
♪♪♫♫♪♪♯ میشه و فراموشش کنی تو لحظه ♪♪♫♫♪♪♯
دیوونگی هامم یه روزی جذاب بود نگام که میکردی پر از تب و تاب بود

♪شعر و آهنگسازی : مجید فرهبد♪

همیشه میگفتی که عاشقم هستی اما خواب بود
♪♪♫♫♪♪♯ دیوونگی هامم یه روزی جذاب بود نگام که میکردی پر از تب و تاب بود ♪♪♫♫♪♪♯
همیشه میگفتی که عاشقم هستی اما خواب بود

UpMusicTag دانلود آهنگ فرهبد دیگه بسه
این بار من قدر تنهاییمو میدونم توی این دنیای ویرونم از هرچی عشقه دور میمونم
خداحافظ فکر نکن که بی تو داغونم نه نمیمونی تو با اونم بی مهری رنگ عوض کردی تو آسونم
♪♪♫♫♪♪♯ دیوونگی هامم یه روزی جذاب بود نگام که میکردی پر از تب و تاب بود ♪♪♫♫♪♪♯
همیشه میگفتی که عاشقم هستی اما خواب بود
دیوونگی هامم یه روزی جذاب بود نگام که میکردی پر از تب و تاب بود
♪♪♫♫♪♪♯ همیشه میگفتی که عاشقم هستی اما خواب بود ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪♫♫♪♪♯

فرهبد دیگه بسه

منبع ( source ) : دانلود آهنگ فرهبد دیگه بسه

ادامه مطلب...
  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : گرین


تاريخ انتشار:
۱۸:۲۲ – ۱۳۹۷ دوشنبه ۲۴ ارديبهشت


کد خبر: ۱۲۰۶۱۶

تعداد نظرات : ۰


روز گذشته سه بمب‌گذاری هماهنگ در سه کلیسای کشور اندونزی انجام شد.



به گزارش شریان نیوز،به نقل از الف روز گذشته سه بمب‌گذاری هماهنگ در سه کلیسای کشور اندونزی انجام شد. پلیس این کشور اعلام کرده است اعضای یک خانواده مسئول بمب‌گذاری انتحاری در این سه کلیسا هستند . بنا به گزارش پلیس مادر این خانواده به همراه دو فرزندش خود را در یک کلیسا منفجر کردند و پدر خانواده نیز به همراه سه پسر دیگر خود را در دو کلیسای دیگر منفجر کردند. این سه حمله به فاصله زمانی کوتاهی از یکدیگر اتفاق افتاد. داعش مسئولیت این حملات انتحاری را به عهده گرفته است. بنا به اعلام پلیس این خانواده در میان صد‌ها اندونزیایی بودند که از مراکز فعالیت داعش در سوریه بازگشته بودند. در این بمبگذاری‌ها که در شهر سوربایا صورت گرفت دست‌کم ۱۱ نفر کشته و ده‌ها نفر مجروح شدند. سوربایا دومین شهر بزرگ اندونزی است.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : گرین

به گزارش خبرگزاری فارس، نشریه تبیینی‌تحلیلی مسیر، وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب اسلامی، در پیش‌شماره نخست خود برای اولین‌بار زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را به روایت خودشان منتشر کرد. خبرگزاری فارس به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، سالروز بزرگداشت فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی این متن را منتشر می‌کند:

«هیچ‌گاه «ادبیّات» در زندگی‌ام به‌صورت حرفه و وظیفه درنیامد، بلکه تراوش ذوق ادبی‌ام بود که از نوجوانی در خود احساس کرده بودم. از این رو بود که متن ادبی تأثیری شگرف در من می‌گذاشت و مرا به دنیایی منتقل می‌کرد که فقط کسانی که طبع ادبی دارند و ظرافت‌ها و نکات و شُکوه آن را درک می‌کنند، می‌توانند به آن باریابند. من هیچ‌گاه از ادبیّات جدا نشدم مگر در شرایط سخت اوّل انقلاب که همه وقتم را پُر کرده بود و آن شرایط نه‌تنها مرا از ادبیّات، بلکه از همه‌چیز جز مسئولیت‌های انقلاب جدا کرد. امّا همچنان تا امروز در بستر خوابم یک کتاب ادبی به همراه دارم و به خواب نمی‌روم مگر اینکه گذری در عالم ادبیّات کرده باشم.

ذوق شعری من در ارتباطی که با انجمن‌های شعر و ادب دارم و در مطالعه‌ی کتاب‌های شعر عربی و فارسی و سرودن شعر و خواندن رمان‌های ایرانی و عربی و خارجی و همچنین در نوشتن مقاله‌های ادبی درباره‌ی زبان و ادبیّات به‌طور کلی و شعر به‌طور خاص جلوه‌گر است.

شاید هیچ کتابی از کتاب‌های درسی من نباشد که پشت جلد آن، چند بیت شعری ننوشته باشم که بعد از خستگی درس، وقتی احساس نیاز به استراحت می‌کردم، آنها را می‌نوشتم.

از بس که بعضی از اشعارْ مرا به وجد می‌آورد، به خطّاطی سفارش می‌دادم که آنها را با خطّ خوش بنویسد و آن را به دیوار اتاقم می‌زدم. در حجره‌ام در قم اشعاری از حافظ نصب بود که برخی از آنها را به یاد دارم:

صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند

عجب گر آتشِ این زرق در دفتر نمی‌گیرد

و همچنین:

در این بازار اگر سودی‌ست با درویش خرسندست

خدایا منعمم گردان به درویشیّ و خرسندی

زمزمه‌های مادرم

البتّه اگر بخواهم تسلسل تاریخی را در سرگذشت ادبی‌ام رعایت کنم، باید به دوران کودکی برگردم. من شعر را از زمانی چشیدم و آهنگ آن، عواطف پنهان مرا زمانی به تحریک درآورد که در دوران کودکی به مادرم که اشعار حافظ را زمزمه می‌کرد گوش می‌دادم.

نوبت حافظ

او یک نسخه‌ی قدیمی از دیوان حافظ داشت که در هند چاپ شده بود و در اطراف آن حاشیه‌نگاری‌هایی با دستخطّ پدربزرگم آقای میردامادی داشت. در یکی از این حاشیه‌ها نوشته بود: این اشعار را در کِشتی و در راه جدّه خواندم.

و من این مطلب را در سخنرانی‌ای که در همایش حافظ داشتم ذکر کردم و عمق نفوذ ادبیّات حافظ را در وجدان ملّی اسلامی ایران بیان کردم. مادرم اشعاری را با صدای خوش و شیرینی، زمزمه می‌کرد که برخی از آنها را به یاد دارم:

سحر چون خسروِ خاور علم بر کوهساران زد

به دست مرحمت یارم درِ امّیدواران زد

و می‌گفت: منظور از خسروِ خاور همان رسول خدا (علیه افضل الصّلاة و السّلام) است.

و این شعر را هم خیلی زمزمه می‌کرد:

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند

گلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

در دبستان هم یک درس ادبیّات فارسی داشتیم که مخصوص مدرسه ما بود. یک معلّم مخصوصی هم برای این درس داشتیم که «گلستان سعدی» را به ما درس می‌داد که چه در شعر و چه در نثر کتاب بزرگی در ادبیّات فارسی ما است، و بویژه مقدّمه‌ی این کتاب هم از بهترین نثرهای نوشته شده است. من این کتاب را رونویسی می‌کردم و از این رو همه‌ی مطالبش در ذهنم باقی مانده، چه اینکه اکثر آن را از بَر کردم. پدرم نیز خیلی به کتاب سعدی علاقه‌مند بود و برخی از آن را از حفظ بود.

بعد از گلستان با کتاب غزلیّات حافظ انس پیدا کردم و با دل و جان، معانی آن را می‌چشیدم. همچنین از نظامی نیز زیاد خواندم. امّا کتاب مثنوی مولانا جلال الدّین رومی مرا به اوج دنیایی معنوی بالا می‌برد که هیچ کتاب دیگری این قدرت تأثیر را نمی‌توانست داشته باشد.

از سنّ چهارده سالگی به مطالعه‌ی شکل دیگری از کتاب‌های ادبی روی آوردم که عبارت از «رمان» بود. هم رمان‌های فارسی و هم رمان‌های ترجمه‌شده از زبان عربی را مثل رمان‌های جرجی زیدان مطالعه کردم و همچنین رمان‌های ترجمه‌شده از زبان‌های اروپایی را که نوشته رمان‌نویس‌های معروف است، مثل میشل زواکو و الکساندر دوما مطالعه کردم.

ذوقِ قدسی

طبیعی بود که من با این ذوق ادبی، با ادیبان شهر خودم ارتباط برقرار کنم؛ آغازِ آن، حضور در جلساتی بود که در «مدرسه نوّاب» منعقد می‌شد و «علّامه امینی» صاحب کتاب «الغدیر» در آنها سخنرانی می‌کرد. دست‌اندرکاران آن جلسات هم شخصیّت‌های ادبی معروفی در مشهد همچون آقای «قدسی» و «حکیمی» بودند.

در یکی از شب‌های آن جلسات آقای قدسی را دیدم که در حیاط ایستاده و در دستش سیگاری بود، نزد ایشان رفتم و سلام کردم و گفتم: شما این شعر را سرودید؟

شب با گل است و روز شود محو آفتاب

خوش‌تر ز زندگانی شبنم ندیده‌ایم

خیلی خوشحال شد، چون می‌دید که یک نوجوان معمّم، با ذوق و شوقْ شعری از او حفظ کرده است. شروع کردیم با هم صحبت کردن و دوستی من با ایشان شروع شد و تا آخرین لحظات عمرشان ادامه یافت.

یکی از کارهای آقای قدسی این بود که مرا با انجمن شعر فردوسی آشنا کرد که به شرح حال این انجمن بازخواهم گشت.

چشیدن شعر عربی

شایان ذکر است اوّلین باری که من با شعر عربی آشنا شدم، وقتی بود که بخش‌هایی از آن را در کتاب‌های درسی و بویژه در کتاب «مطوّل» تفتازانی مطالعه کردم. در آن اشعار ویژگی‌هایی از برانگیختن احساس یافتم که نظیر آن در شعر فارسی به‌جز در سبک خراسانی وجود ندارد.

و با اینکه ابیاتی که در آن زمان خوانده بودم، چیزی فرای مثال‌هایی شعری در بلاغت و نحو نبود، ولی من آنها را می‌چشیدم و با تمام وجود هضم می‌کردم، از بس که تحت تأثیر آنها قرار می‌گرفتم. حتّی این اشعار را زمزمه می‌کردم و دوستانم را با بعضی از این اشعار خطاب قرار می‌دادم؛ مثل این شعر که می‌گوید:

أ سرب القطا هل من یعیر جناحه / لعلی إلى من قد هویت أطیرُ

ای دسته‌ی پرندگان! کسی هست که بال‌هایش را به من عاریت دهد؟ / شاید بتوانم به سوی محبوبم پرواز کنم

در واقع ادیبان زبان فارسی و حتّی آشنایان با ادبیّات زبان فارسی تا حدودی با ادبیّات عرب آشنایند و بسیاری از آنها به دو زبان عربی و فارسی شعر می‌سرایند؛ چه اینکه بعضی از آنها فقط به زبان عربی شعر می‌سرایند، اگرچه تعدادشان بسیار کم است.

شعر و ادبیّات در مشهد نشاط و فعّالیّتی داشت که در کمتر شهر دیگری از شهرهای ایران این نشاط دیده می‌شد؛ و شخصیّت‌های اهل ادب و شعری در آن حضور داشتند که دیگر شعرای ایران به آنها نمی‌رسند، مگر بعضی از بزرگان و مشاهیر شعر مثل آقای امیری فیروزکوهی و جلال همایی و رهی معیّری.

دو انجمن شعر معروف در مشهد بود که در هر دوی آنها شرکت می‌کردم:

انجمن فردوسی

اوّلی، انجمن شعر فردوسی بود که همان‌گونه که عرض کردم آقای قدسی مرا با این انجمن و اعضای آن آشنا کرد. در این انجمن جلسات شعر به‌صورت هفتگی در خانه‌ی آقای «نگارنده» برگزار می‌شد. ایشان نظامی بود امّا کاملاً از خصوصیّات نظامی معروف در آن زمان بدور بود. او بیشتر شبیه علما بود تا نظامی‌ها؛ یک مرد مؤمن و پرهیزکار و خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد که شعر لطیفی هم در حدّ کم گفته بود.

این انجمن شعر، ساده و جدّی و بدور از تشریفات و تجمّلات بود که بزرگان شعر مشهد در آن روز در آن شرکت می‌کردند، مثل آقایان صدیقی، قدسی و کمال -که قصیده‌سرا بود- و محمد قهرمان -که از بهترین غزل‌سراهای حاضر هستند- و آقای باقرزاده که متخلّص به نام «بقا» بودند و صاحبکار -که غزلسرا بودند- و شفیعی کدکنی که امروز مشغول تدریس در دانشگاه و تألیف هستند و نعمت آزرم و آگاهی که غزلیّاتشان معروف است و عشقی و محمّدرضا حکیمی که ادیبند و اندکی شعر هم سروده‌اند و همچنین خدیو جم.

من به‌صورت فعّال به شرکت در این جلسات مواظبت می‌کردم و در نقد شعر برجسته بودم؛ یعنی قدرت تشخیص نقاط قوّت و ضعف شعر را داشتم و این توانایی مورد اذعان و همچنین ستایش اعضای انجمن قرار گرفته بود. و به‌خاطر همین جایگاهی که در نقد در بین اعضای انجمن داشتم، شعرم را هیچگاه بر آنان نخواندم و سروده‌هایم را نشانشان ندادم، اگرچه بعضی از اعضای انجمن، طبع شعر و توانایی‌ام در شعر گفتن را احساس کرده بودند و حدس می‌زدند که من نمی‌خواهم شعرم را عرضه کنم. و البتّه این اشتباهی از سوی من بود، چرا که من اگر در آن وقت شعرم را عرضه می‌کردم و شعرم مورد نقد قرار میگرفت، در مسیر شعر سرودن پیشرفت می‌کردم.

من از سال ۱۳۳۴ یا ۳۵ شمسی شعر گفتن را آغاز کردم که شعر سطح پایینی نبود، امّا من آن را نمی‌پسندیدم و به خودم اجازه‌ی پخشش را نمی‌دادم، ولی حکایت از طبع شعر من داشت.

انجمن فرخ

انجمن دوّم شعر در مشهد اسم خاصّی نداشت و در خانه آقای محمود فرّخ برگزار می‌شد. ایشان از اعیان مشهد بود و در خانه او کتابخانه بزرگی بود که بیش از پنج هزار کتاب داشت، که هر وقت در مشهد بودم حتّی بعد از مهاجرتم به قم در جلسات این انجمن شرکت می‌کردم. این انجمن برخلاف انجمن شعر فردوسی کمی اشرافی بود؛ به‌گونه‌ای که همه حضّار پشت یک میز بزرگی می‌نشستند و صاحب‌خانه نیز در صدر می‌نشست. بعضی از اعضای انجمن فردوسی هم در آن شرکت می‌کردند. همچنین از بزرگان اهل ادب مثل دکتر علی‌اکبر فیّاض که ادیب و تاریخ‌دان است و دکتر غلامحسین یوسفی که نویسنده فاضلی است و دکتر احمد رجایی که شاعر فاضلی است در این انجمن شرکت می‌کردند. در هر دو انجمن، شعرایی از تهران و دیگر شهرهای ایران نیز گاهی حضور داشتند.

بعد از مهاجرتم به قم، فشار درس و بحث علمی وقتم را خیلی پُر کرده بود و از این رو جز اندکی، وقتی برای شعر و ادبیّات نگذاشته بودم. امّا با این حال در مدّت اقامتم در قم توانسته بودم کتاب پنج جلدی «تاریخ شعرای فارسی زبان» را که نوشته‌ «شبلی نعمانی» عالم و متفکّر هندی است، مطالعه کنم. این کتاب ترجمه‌شده از زبان انگلیسی است و مطالب ادبی باارزشی در آن هست. از جمله‌ی این مطالب مقایسه‌ی بین فردوسی و نظامی است که مفصّل درباره‌ی وجوه شباهت و اختلاف بین شاهنامه‌ی فردوسی و اسکندرنامه‌ی نظامی بحث می‌کند و سرانجام به این نتیجه می‌رسد که فردوسی، فردوسی است و نظامی، نظامی.

همچنین در مدّتی که در قم اقامت داشتم به‌خاطر نزدیکی‌اش به تهران و اصفهان توانسته بودم با شعرای زبردست این دو شهر ارتباط برقرار کنم. مثلاً با آقای امیری فیروزکوهی، جلال همایی و محمد عنقا ارتباط داشتم، چه اینکه در همین مدّت با مجمع «کمال اسماعیل» در اصفهان نیز آشنا شدم.

نخستین دیدار با امیری فیروزکوهی

در خاطرم هست که با اشعاری از آقای فیروزکوهی که در مجلّات و مطبوعات منتشر می‌شد، آشنا شدم و شعرشان تأثیر خاصّی بر من گذاشته بود. از عظمت شعر او متعجّب می‌شدم. شعر او به سبک هندی بود که همان سبک «صائب تبریزی» و سبک غالب شعرای مشهد است. در جمع برخی از دوستان حرف از این شاعر به میان آمد که یکی‌شان گفت: من آدرس خانه‌ی او را در تهران دارم. من هم آدرس را گرفتم و بی‌درنگ به خانه ایشان رفتم.

درب منزل را کوبیدم، خدمتکاری آمد و در را باز کرد و از اینکه یک جوان آخوند درب خانه‌ی آقای فیروزکوهی را می‌زند، تعجّب کرد. چون ندیده بود که یک آخوند درب این خانه را بزند. سراغ آقای امیری فیروزکوهی را از او گرفتم، گفت: شما؟! خودم را معرّفی کردم. رفت و دوباره بازگشت و گفت: نیستند! رفتم و دوباره برگشتم. تا خدمتکار در را باز کرد و مرا دید فوراً گفت: نیستند! تکّه کاغذی از جیبم درآوردم و چند خطّی نوشتم که دقیقاً الآن یادم نیست، ولی به‌طور خلاصه حکایت از آشنایی‌ام با شاعر و علاقه من به دیدار با او داشت. چه اینکه عبارات این نوشته نشان‌دهنده‌ی طبع ادبی نگارنده هم بود. کاغذ را به خدمتکار دادم و به او گفتم: در فلان وقت باز خواهم گشت. در موعد مقرّر در را کوبیدم. خدمتکار دم در آمد و فوری گفت: بفرمایید! وارد خانه شدم و با مرد قدبلند و لاغری مواجه شدم که در چشمانش درخشش خاصّی بود که هوش و خرد و نجابت را می‌شد در آن دید. مرا در آغوش گرفت و با کلمات محبّت‌آمیز و ستایش از من استقبال کرد. بعد، از خودم پرسید که خودم را معرّفی کردم و از آن وقت رابطه‌ی دوستی صمیمانه‌ای بین من و ایشان شکل گرفت که تا هنگام درگذشتشان ادامه داشت.

من اشعارش را برایش می‌خواندم و از شیوه خواندنم احساس می‌کرد که من شعرش را می‌فهمم و همه زیبایی‌هایش را درک می‌کنم. گاهی به برخی از نکات بدیع شعر ایشان اشاره می‌کردم که از خوشحالی بال درمی‌آورد. او بارها می‌گفت: هیچ کسی را مثل تو ندیدم که نکته‌ها و ظرافت‌های شعر مرا بفهمد. او چون می‌دید که از شعرش لذّت می‌برم، از لذّت من، لذّت بیشتر و عمیق‌تری می‌برد!

افزون بر طبع شعری والایی که این مرد از آن برخوردار بود، نسبت به مسائل عربی و اسلامی نیز بی‌تفاوت نبود. مثلاً در شعری که برای دختر مجاهد فلسطینی «شادیه ابوغزاله» سروده بود، یا شعر زیبایی که درباره‌ی مبعث پیامبر نوشته بود -که جایزه‌ی رتبه اوّل را در مسابقاتی که «حسینیّه‌ی ارشاد» به مناسبت مبعث پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) برگزار کرده بود از آنِ خود کرد- این واقعیّت مشهود است. ایشان در فصل تابستان دو ماه را در منزل دخترش در مشهد اقامت داشت که آنجا هم من به دیدارشان می‌رفتم.

ارتباط من با ایشان بعد از انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت. به مناسبت انتخاب من به‌عنوان رئیس‌جمهور، ایشان شعر تبریکی برایم فرستاد که در دیوان منتشرشده‌شان نیست ولی در همین دیوانشان غزلی وجود دارد که خطاب به من سروده‌اند.

البتّه ایشان اطّلاع وسیعی از ادبیّات عربی و فارسی داشت و به عربی هم شعر می‌سرود. در یادداشتی که در دفتر خاطراتم نوشته است، غزلی به زبان عربی نوشته که مطلعش چنین است:

أذوب غراما وهی بین جوانحی / فکیف إذا ما شدّ عنى رحالها

با اینکه در کنار من حاضر است، باز از عشق و شوق گویی ذوب می‌شوم / چه رسد به اینکه از پیش من کوچ کند

او در مسائل ادبیّات و تاریخ آن، حضور ذهن داشت. گاهی وقتی که با نکته ادبی کمیاب یا با نکته تاریخی جالبی در ادبیّات مواجه می‌شدم، تلفنی با ایشان در میان می‌گذاشتم و می‌دیدم ایشان از آن مطّلع است. مثلاً من در میان ترانه‌ها درباره‌ی «سَلَم خاسر» و علّت نام‌گذاری او به خاسر مطالبی می‌خواندم که علّت این بود که او چوبی را با کتابی که از پدرش به ارث برده بود، معاوضه کرد. این داستان در نظرم جالب آمد، گوشی تلفن را برداشتم و با آقای امیری تماس گرفتم و به او گفتم: درباره‌ی سلم خاسر مطالبی می‌خواندم. ایشان فوراً گفت: همان خاسری که چوبی را با یک جلد کتاب معاوضه کرده بود؟! و این نشان‌دهنده‌ی اطّلاع وسیع ایشان از ادبیّات عرب بود.

در واقع این مرد در قلّه‌ی ادبیّات فارسی معاصر قرار داشت و وقتی درگذشت، تأثّر عمیق خود را از درگذشتش ابراز کردم و از جمله‌ی آنچه در پیام خودم نوشتم این بود: فیروزکوهی بر بلندترین سکّوی شعر تکیه زده بود. او از این سکّو به پایین آمد امّا کسی جایگزین او در این سکّو نشد و ناگزیر این سکّو نیز با درگذشت او سرنگون شد.

کشتی غزل

از دیگر نمونه‌های اهتمام ورزیدن من به شعر و ادب هنگام اقامتم در قم، دفتر خاطراتی بود که یادداشت‌هایی با دستخطّ بزرگان شعر و ادبیّات مثل فیروزکوهی و جلال همایی در آن بود. به یاد دارم که بهترین اشعاری که می‌خواندم در دفترچه‌هایی گردآوری می‌کردم؛ دفترچه‌ای داشتم که مخصوص قصیده‌ها بود، دفترچه‌ای هم مخصوص قطعه‌ها، دفترچه‌ای هم مخصوص غزل و… و البتّه همه این دفترچه‌ها به‌جز دفترچه غزلیّات که به نام «کشتی غزل» بود، گم شد.

در خاطرم هست که با انجمن «کمال اسماعیل» آشنا شدم که آقای «صغیر اصفهانی» از بزرگان شعر اصفهان در آن حضور داشت. این انجمن در گوشه‌ای از «مدرسه چهارباغ» برگزار می‌شد و زیر نظر دولت بود. یک روز من و دوستم آقای «سیّد جعفر قمی» به این انجمن رفتیم. وقتی وارد شدیم میز بزرگی دیدیم که گرداگرد آن صندلی‌های نرمی چیده شده بود. بزرگان در صدر جلسه نشستند ما هم که آخوند و مهمان بودیم در وسط نشستیم. شعرا در جایگاه ویژهای می‌ایستادند و شعرشان را می‌خواندند. از همان اشعاری که در ابتدای کار خوانده شد، فرق زیادی بین این انجمن و انجمن فردوسی در مشهد به‌لحاظ سطح شعری احساس کردیم. اشعاری که خوانده شد علی‌رغم فضای تشریفاتی و پرابّهت، ضعیف بود.

رفیقم سیّد جعفر جرئت پیدا کرد شعری از خودش بخواند؛ او اشعاری می‌سرود که در سطح شعر من نبود، وقتی شعرش را خواند تحسین حضّار را برانگیخت. سپس نوبت به من رسید، من هم یکی دو غزل از اشعارم را خواندم که شور و هیاهویی از تحسین حضّار بلند شد، و برخی تکرار بعضی از ابیات را درخواست می‌کردند و حسابی تشویق کردند و تبریک گفتند. آن جلسه فرصتی بود که با ادبای اصفهان آشنا شوم.

هیچ‌گاه ادبیات را رها نکردم اما…

بعد از اینکه از قم به مشهد برگشتم، عمده‌ی مشغولیّتم مربوط به مسائل انقلاب بود که جرقّه آن را حضرت امام خمینی زده بودند. از آن به بعد به این فعّالیّت‌ها و همچنین ادامه‌ی درس و بحثم پرداختم و شعر و ادبیّات در درجه‌ی دوم از اهمّیّت قرار گرفت. اگرچه من هیچ‌گاه ادبیّات را کاملاً رها نکردم چون هرگز طبعم این‌چنین نبود، امّا فعّالیّت‌های انقلابی‌ام مرا به شعر حماسی و انقلابی سوق داد.

در این مدّت سعی کردم استعداد شاعری بعضی از شعرای مشهد را به سمت فضای انقلاب سوق بدهم. اشعاری هم در حقّ امام تبعیدشده از وطن و دیگر شخصیّت‌های ضدّ رژیم از کار درآمد. در این مدّت ارتباطم با آقای قدسی بیشتر شد، او هم قریب به اتّفاق اشعار خود را در خدمت مسائل نهضت اسلامی به کار گرفته بود.

در این مدّت، بعد از اینکه کتاب‌های رمان را تقریباً رها کرده بودم، دوباره به رمان بازگشتم، امّا به نوع خاصّی از آنها که در آن مقطع زمانی در ایران رایج شده بود. این داستان‌ها، عبارت از رمان‌های روسی بود که حال و هوای قیام علیه نظام فئودالی و سرمایه‌داری داشت. علّت رواج آن رمان‌ها هم این بود که رژیم شاه، به‌خاطر عللی که مجال ذکرش نیست، فضای فعّالیّت فرهنگی را برای جنبش چپ ایران باز کرد. آنها هم شروع به ترجمه‌ی بهترین آثار ادبیّات روسی کردند، چه آثار کسانی که قبل از انقلاب روسیه حضور داشتند، مثل داستایوفسکی و چخوف، و چه کسانی که بعد انقلاب بودند مثل: گورکی، مایاکوفسکی، الکسی تولستوی و شولوخوف. من اکثر این دست رمان‌ها را که منتشر شده‌اند مطالعه کردم، اگر نگویم همه را خوانده‌ام. البتّه با اهتمامی نه چندان زیاد، چرا که خواندن کتاب رمان نیاز به وقت و اوقات فراغتی داشت که بعد از برگشتنم از قم به مشهد، به‌خاطر مسئولیّت‌های انقلابی و علمی‌ام، من آن وقت را نداشتم.

همه‌چیز انقلاب شد

امّا بعد از قیام انقلاب اسلامی، دیگر از همه‌چیز غافل شدم؛ نه‌تنها از شعر و ادبیّات، بلکه حتّی از خانواده و فرزندان و معیشت. بعد از اینکه به ریاست جمهوری انتخاب شدم خود را در برابر مسئولیّت‌های جدیدی یافتم. یکی از مسئولیّت‌هایم هدایت فضای ادبیّات و هنر در ایران به سوی فضای ارزشی بود. و هر کسی که این مسئولیّت را بخواهد قبول کند، باید در فضای ادبیّات، حاضر بلکه پیشگام باشد. از این رو دوباره به مطالعه‌ی کتاب‌های شعر شعرا و محصولات ادبی داستانی بازگشتم. همچنین اهتمام دیگری به فیلم‌های سینمایی و مستند پیدا کردم چرا که بر خلاف دوران قبل از انقلاب که قشر مؤمن و مذهبی از این محصولات بدور بودند، بعد از انقلاب این‌گونه آثار تبدیل به بخشی از زندگی همه مردم شده بود.

در بسیای از جشنواره‌های ادبی برگزارشده در تهران و دیگر شهرهای جمهوری اسلامی به‌صورت مستقیم یا با ارسال پیامی غنی به‌لحاظ محتوای علمی و ادبی‌اش شرکت کردم. که از جمله‌ی آنها شرکت در همایش حافظ و همایش سعدی و همایش اقبال بود. همچنین در جمع اهل ادب و هنر و علاقه‌مندان به زبان فارسی سخنرانی‌های مفصّلی ایراد کرده‌ام. این مشارکت‌ها هم از جنس مشارکت‌های کلیشه‌ای و رسمی نبود، بلکه مشارکت‌های علمی و جدّی‌ای بود که افراد متخصّص در موضوع آن همایش‌ها به عمیق و جدّی و زیبا بودن آن پیام‌ها اذعان می‌کردند.

امروز ادبای ایران و هنرمندان متعهّد، خوب می‌دانند که در رأس نظام کسی قرار دارد که به مسائل مورد اهتمامشان و پیشبرد مسیرشان به سوی رشد و کمال به‌شدّت اهتمام می‌ورزد.

چندی است که دوباره به سرودن شعر بازگشتم و اشعارم را برای برخی از خواص خواندم که آنها را تحسین کردند و از این که در این مدّت طولانی، طبع شعری‌ام را به جوشش درنیاورده بودم، اظهار تأسّف کردند.»

انتهای پیام/

دانلود فیلم کژال

همینک در رسانه بزرگ تکراری ها دانلود فیلم ایرانی فوق العاده زیبا ، تماشایی و جذاب کژال با کیفیت های متفاوت و لینک مستقیم

فیلم کژال به کارگردانی نیما یار قابل دانلود با کیفیت های ۴۸۰ و ۷۲۰ و ۱۰۸۰ به همراه تصاویر بازیگران و معرفی کامل عوامل

این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ می باشد .

دانلود فیلم کژال 1 دانلود فیلم کژال

دانلود فیلم کژال

فیلم کژال به کارگردانی نیما یار ، نویسندگی آرمین ایثاریان و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی ساخته شده است .

این فیلم سینمایی بالاخره پس از ۳ سال مجوز نمایش گرفت .

نیما یار در اولین تجربه خود در مقام کارگردانی به مسئله کولبران کرد و مشکلات و دغدغه های این قشر مردم پرداخته است .

فیلم سینمایی کژال نخستین بار در در بخش Marche Du Film بازار فستیوال کن ۲۰۱۸ رونمایی شد .

اکثر صحنه های فیلم در موقعیت ها و لوکیشن های واقعی فیلم برداری شده است .

بازیگران فیلم کژال

سمیرا ذکایی ، مریم بوبانی ، نسترن محمدی بازیگران این فیلم سینمایی هستند .

عوامل فیلم کژال

( کارگردان : نیما یار )

( نویسنده : آرمین ایثاریان )

( تهیه کننده : جواد نوروزبیگی )

( تدوین : سینا دوراندیشان )

( برنامه ریز و دستیار کارگردان : حامد پور اسفندیانی )

( طراحی و ترکیب صدا : آرش قاسمی )

( طراح صحنه و لباس : جعفر محمدشاهی )

( مدیران فیلمبرداری : افشین علیزاده و امیر علی ویسی )

( مدیر صدابرداری : محمد شاهوردی )

( طراح گریم : هاشم فغانی )

( موسیقی : امید رئیس دانا )

( مشاور فرهنگ و زبان کردی : محمد رئوف مرادی )

( جلوه های بصری : علی تصدیقی )

( جلوه های میدانی : داوود رسولیان )

( منشی صحنه : مهتاب شهرابی )

( طراح چهره پردازی : هاشم فغانی )

در ادامه جدیدترین تصاویر منتشر شده از فیلم ایرانی کژال را مشاهده خواهید کرد :

دانلود فیلم کژال 5 دانلود فیلم کژال

سمیرا ذکایی بازیگر فیلم کژال

دانلود فیلم کژال 4 دانلود فیلم کژال

جدیدترین عکس های فیلم کژال

دانلود فیلم کژال 3 دانلود فیلم کژال

نمایی از پشت صحنه فیلم کژال

دانلود فیلم کژال 2 دانلود فیلم کژال

فیلم سینمایی کژال

لینک های دانلود فیلم سینمایی کژال پس از عرضه سراسری در سایت قرار می گیرد .

نوشته دانلود فیلم کژال اولین بار در تکراری ها ، دانلود فیلم و سریال. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : گرین


ساعت کار شعب بانک سامان در ماه رمضان

اتاق خبر ۲۴: 

  این بانک ضمن تبریک فرارسیدن ماه خدا به هموطنان گرامی، ساعت کاری شعب و ادارات مرکزی خود را در این ماه اعلام کرد.
بر اساس این گزارش، ساعت کاری شعب در استان‌های تهران و البرز ساعت ۷:۴۵ تا ۱۵:۱۵ خواهد بود. این شعب در روزهای پنج‌شنبه از ساعت ۷:۴۵ تا ۱۲:۱۵ فعال هستند. شعبه هایپراستار تهران در این مدت از ساعت ۸ تا ۱۷:۳۰ و در روزهای پنج‌شنبه تا ساعت ۱۲:۳۰ ارایه خدمت می‌کند.
شعب بانک سامان در استان‌های فارس، اصفهان، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، قم و البرز، اردبیل، آذربایجان غربی و شعبه اهواز در ماه مبارک رمضان در روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۷:۳۰ تا ۱۵ و روزهای پنجشنبه ۷:۳۰ تا ۱۲ در خدمت مشتریان خواهند بود. شعبه سیتی‌سنتر اصفهان هم از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷ و روزهای پنجشنبه ۸:۳۰ تا ۱۳:۳۰ آماده خدمت‌رسانی است.
این گزارش حاکی است، شعبه‌های سایر شهرستان‌ها نیز در این ماه، در روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۷:۳۰ تا ۱۳:۴۵ و روزهای پنجشنبه از ساعت ۷:۳۰ تا ۱۲:۴۵ ارایه خدمت می‌کنند.
ساعت کاری شعب بانک در مناطق آزاد قشم و کیش نیز بر اساس دستورالعمل سازمان مناطق آزاد مربوطه تعیین می‌شود.
این گزارش حاکی است شعبه فرودگاه امام خمینی(ره)، واحدCIP و باجه فروش ارز مسافرتی نقطه صفر مرزی فرودگاه امام خمینی (ره) نیز همانند دیگر ایام سال، به‌صورت ۲۴ ساعته در خدمت هموطنان است.
ادارات مرکزی بانک سامان نیز در ماه مبارک رمضان از ساعت ۷:۳۰ تا ۱۵:۴۵ آماده خدمت‌رسانی هستند.
گفتنی است، مرکز سامان ارتباط با شماره ۶۴۲۲-۰۲۱ در تمام ساعات شبانه‌روز، آماده پاسخ‌گویی و ارایه خدمات لازم به مشتریان است.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : خبری

آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با پاسخ به سوال آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

یکی از سوالاتی که در ایام ماه رمضان بسیار زیاد مطرح می شود در مورد امکان باطل شدن روزه توسط مسواک می باشد .

ممکن است برخی افراد فرصت مسواک زدن قبل از اذان را نداشته باشند و مجبور باشند بعد از اذان ، دندان های خود را مسواک بزنند .

آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند

آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند

در این هنگام سوال پیش می آید که آیا مسواک زدن روزه را باطل می کند ؟

مسواک زدن در این موقع چه حکمی دارد ؟

در ادامه استفتائات و نظرات مراجع تقلید راجع به مسواک زدن در ماه رمضان را می خوانید :

امام خمینی ( ره )

برای روزه دار استفاده از خمیر دندان در مسواک زدن را در عداد مسواک زدن با مسواک مرطوب دانست که کراهت دارد و مادام که رطوبت آن فرو برده نشود روزه را باطل نمی کند .

آیت الله خامنه ای

اشکال ندارد ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود .

آیت الله بهجت

اگر چیزی به حلق نرسد ، اشکال ندارد .

آیت الله تبریزی

بسمه تعالی مانعی ندارد ، واللّه العالم .

آیت لله مکارم شیرازی

مسواک کردن در حال روزه ، مانعی ندارد . ولی اگر رطوبت پیدا کند و مسواک را بیرون آورده و به دهان بازگرداند و رطوبت آن در آب دهان مستهلک نگردد ، جایز نیست و در صورتی که با خمیر دندان مسواک کند ، باید دهان را بعد از آن کاملا بشوید .

پیشنهاد می کنیم به سایر مطالب بخش دانستنی ها سر بزنید .

نوشته آیا مسواک زدن روزه را باطل میکند اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : خبری

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

مامه بابا تیام ( به انگلیسی Mame Baba Thiam ) متولد ۹ اکتبر ۱۹۹۲ در لوگا سنگال می باشد .

او در پست وینگر و مهاجم بازی می کند و هم اکنون یکی از مهره های کلیدی تیم استقلال است .

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 4 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

او دارای ۱۸۵ سانتی متر قد است و پیراهن شماره ۷ استقلال را بر تن می کند .

او فوتبال حرفه ای خود را در سال ۲۰۰۷ در تیم رئال سن مارکو آغاز کرد .

در سال ۲۰۰۹ به تیم جوانان اینترمیلان ایتالیا پیوست و پس از گذشت ۲ سال به تیم بزرگسالان راه یافت .

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 5 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

عکس های مامه بابا تیام

مامه بابا تیام سابقه بازی در تیم های جوانان ترویزو و ساسوئولو را نیز در کارنامه ورزشی خود دارد .

وی در سال ۱۳۹۶ با نظر وینفرد شفر به تیم استقلال تهران پیوست و اولین گل خود را برای این تیم در لیگ قهرمانان آسیا مقابل تیم فوتبال الهلال به ثمر رساند .

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 6 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

زندگینامه مامه بابا تیام

مامه بابا تیام در تیم استقلال گل های بسیار مهم و کلیدی را به ثمر رسانده و بسیار نقش مهمی را در این تیم بازی کرده است .

او دارای تکنیک ، سرعت و قدرت و دقت شوت بسیار بالایی است .

مامه بابا تیام در تیم های اینتر میلان ، آولینو ، ساوت تیرول ، لانجانو ، یوونتوس ، زولته وارخم ، پائوک و امپولی بازی کرده است .

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 1 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

عکس های اینستاگرام مامه بابا تیام بازیکن استقلال

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 3 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

عکس های جدید مامه بابا تیام

بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش 2 بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش

این مطلب از بخش بیوگرافی برای شما گردآوری شده است .

نوشته بیوگرافی مامه بابا تیام بازیکن فوتبال و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : خبری

علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

متاسفانه امروز قاسم افشار گوینده با سابقه و محبوب صدا و سیما دار فانی را وداع گفت .

گفتنی است قاسم افشار از سال های اول انقلاب ، گوینده بخش های خبری  رادیو و تلویزیون بود .

وی در دوران دفاع مقدس خبرهای مربوط به پیروزی رزمندگان اسلام را به اطلاع هموطنان می رساند .

علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما

علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما

قاسم افشار بامداد امروز بر اثر ایست قلبی درگذشت .

قاسم افشار از استادان گویندگی و فن بیان بود و صدای ماندگار او هرگز از ذهن مخاطبان رادیو و تلویزیون حذف نخواهد شد .

این مطلب از بخش اخبار فرهنگی برای شما عزیزان گردآوری شده است .

نوشته علت مرگ قاسم افشار گوینده صدا و سیما اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : گرین

برخی اصولاً باور نداشتند که فرهیختگانی هستند با عشق بی‌پایان به فردوسی و شاهنامه از یکسو و عشق به آرمان‌های سرخ شیعی و کربلا و زیارت عاشورا از سوی دیگر. اصولاً تصور می‌کردند این دو با یکدیگر قابل جمع نیست.

از سفارشی و مناسبت نویسی بیزار بوده و هستم؛ اما نه وقتی پای خداوندگار سخن، جناب «فردوسی» بزرگ در میان باشد. امروز در تقویم ما روز اوست، بنابراین دلم نمی‌آید شبیه بیشتر این مناسبت‌ها که تنها در تقویم‌ها اعتبار دارند، از کنار آن بگذرم.
بگذارید کمی صریح باشم. هر ملتی اگر گوهری چون شاهنامه در پیشینه‌اش بود، تردید نکنید جهان را از آوازه آن پر می‌کرد. بنا ندارم با تخفیف فرهیختگان دیگر ملل، نظیر برخی پان ایرانیست‌ها همه پیشرفت‌های بشری را به نام نیاکان خودمان بنویسم، اما در مقام مقایسه شاهکارهای او  بر دیگر ملل با شاهنامه، الحق و الانصاف، قیاس ماه من تا ماه گردون است. 
به طور مثال در مهم‌ترین زبان جهانی معروف، یعنی زبان انگلیسی، شما نمایشنامه‌های شکسپیر را با آنچه در شاهنامه است در دو پله ترازو بگذارید. بگذریم، قصد ورود به این عرصه را ندارم، اما چرا با تمام این‌ها تا امروز، حق این شاعر بزرگ ادا نشده است؟ پرسش بزرگ این است؟
بسیاری تصور می‌کنند، این معضل پیش از انقلاب و پس از آن تفاوت معناداری دارد یعنی آن زمان بسیار فردوسی و شاهنامه قدرمی دیده و عزت داشته‌اند و پس از انقلاب از آن غفلت شده. این تصور غلط است. توجه غلوآمیز به فردوسی و شاهنامه در رژیم پادشاهی بود، بله، اما کسی از آن رهگذر در پی پر کشیدن شاهنامه و جهانی کردن شاهکار جناب فردوسی و معرفی او در ادبیات بین‌المللی نبود. بنا بر سوءاستفاده از این اثر در جهت استحکام تخت پادشاهی و توجیه سلطنت بود و بس. 
اگر برگردید و جست‌وجو کنید می‌بینید اغلب به بخش‌های عدالت طلبانه و شورش مردم بر پادشاهان ظالم در این اثر، کمترین توجهی نمی‌شد و بالعکس بخش‌هایی که ترویج نظام پادشاهی و ستایش آن را در پی داشت، درشت و مرتب به مخاطب گفته می‌شد.
پس از انقلاب به واسطه همین سابقه و سوءاستفاده از شاهنامه، برخی بر این اثر غضب کردند و بر آفریننده آن نیز. تفهیم این مهم به آن‌ها سخت بود که چگونه می‌توان از شاهنامه و فردوسی بزرگ برخلاف تصور آن‌ها برای ترویج همان آرمان‌های انقلابی و حتی ترویج و گسترش آن‌ها در ورای مرزهای سیاسی مملکت بهره برد. 
برخی اصولاً باور نداشتند که فرهیختگانی هستند با عشق بی‌پایان به فردوسی و شاهنامه از یکسو و عشق به آرمان‌های سرخ شیعی و کربلا و زیارت عاشورا از سوی دیگر. اصولاً تصور می‌کردند این دو با یکدیگر قابل جمع نیست.
نظر بسیاری از گره‌های فرهنگی مشابه، این قفل را نیز رهبر انقلاب سال‌ها پیش برای مخاطبان و دلسوزان فرهنگ این سرزمین باز و این معما را حل کرد. در دهه هفتاد من وابسته فرهنگی ایران در افغانستان بودم. طبق برنامه مدونی، همه ساله رایزنان فرهنگی ما در سراسر جهان در روزهای مشخصی در تهران جمع می‌شدند. 
تبادل آرا داشتند و برنامه‌هایی و از جمله ملاقات با رهبر انقلاب. یکی از آن سال‌ها که خدمت ایشان رسیدیم دو وظیفه اصلی برای رایزنان‌ ما در خارج کشور تعریف کردند. خط سیر فعالیت‌های دینی و ایمانی و بحث گسترش زبان فارسی و تأکید کردند زبان عربی به عنوان زبان عالم جهان اسلام شناخته شده و زبان فارسی به عنوان زبان حامی و حاوی فرهنگ تشیع… بحث بر این محور بود که هر جا زبان فارسی برود، ارزش‌های شیعی که شالوده آرمان‌های انقلابی ماست نیز می‌رود.
من مدتی را نیز در آسیای مرکزی بوده‌ام. می‌دیدم رژیم‌های ممالکی که فارس زبان‌ها در آنجا ساکنند تا چه حد از تغییر خط و محبوبیت ادبیات نیاکان از دیوان حافظ گرفته تا شاهنامه که قله غالب این ادبیات بود، وحشت زده می‌شوند. به سادگی می‌شد فهمید آن‌ها می‌ترسند مردم با شیوع این فرهنگ و آموزش این الفبا به عشق شاهنامه و سعدی و خیام و… پس از آن به سراغ متون معاصر زبان فارسی خواهند رفت. سراغ کتاب‌های شهید مطهری و امام(ره) و دکتر علی شریعتی و… را  خواهند گرفت. هم از آن روست که تا امروز برای تغییر خط به سختی مقاومت می‌کنند.
رسانه‌های فراگیر غرب در غیبت حضور مؤثر رسانه‌ای ما موفق شده‌اند اذهان عموم جهانیان و از جمله ممالک همسایه و نزدیک به ما را به بهانه تروریسم و افراط گرایی، علیه هرگونه تبلیغ دینی و مذهبی و ستاره‌های انقلابی مبتنی بر آن، برانگیزند. به طوری که مخاطب این موارد را طرح ناشده، پس می‌زند. اما همان‌ها شیفته فرهنگ غنی و ادبیات شگفت و شگرف ما هستند. آن‌ها تشنه حافظ و مولانا و فردوسی بزرگند. همان ها شاهنامه را چون ورق زر می‌برند. 
این راه کاملاً باز و مشتاقان آن بسیارند. چرا تاکنون از این مسیر برای انتقال و ترویج همین فرهنگ انقلابی بهره نگرفته‌ایم؟ آیا زمان تجدیدنظر در برخی از رویه‌ها و سیاست‌های کج و معوج فرهنگی گذشته فرا نرسیده است؟ آیا نظر روشن رهبر انقلاب را در این حیطه نمی‌بینیم؟ چرا خودمان را از این توانایی شگفت انگیز فرهنگی خویش محروم می‌کنیم و آن را معبری برای تعمیق و ترمیم روابط با ملت‌های تشنه فرهنگ انقلابی و ایرانی خویش قرار نمی‌دهیم؟
 

  • تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : خبری

عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش

همینک در مجله آنلاین فارسی ها عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش را مشاهده خواهید کرد .

جی لوید ساموئل مدافع سابق تیم باشگاهی استقلال که سابقه بازی در تیم پیکان را نیز در کارنامه خود دارد روز گذشته بر اثر سانحه تصادف درگذشت .

وی پس از اینکه فرزند خود را به مدرسه برد در مسیر برگشت تصادف کرد .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین تصاویر منتشر شده از لوید ساموئل به همراه همسرش دعوت می کنیم :

عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش 1 عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش

عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش

عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش 2 عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش

تصویر کمتر دیده شده از همسر جی لوید ساموئل در کنار فرزندانشان

این مطلب از بخش عکس ورزشی برای شما گردآوری شده است .

علت مرگ جی لوئید ساموئل بازیکن سابق استقلال

نوشته عکس جی لوید ساموئل بازیکن سابق استقلال و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 20 از 879
»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 304050...«